تبليغاتX
Ninja! خاطرات كودكي آرمان
يك يادگاري براي فرزندم در سالهاي جواني اش
سلام به همه دوستای خاطراطم

       یک عذرخواهی بخاطر اینکه مدتی از شما دوستان دور بودم، آخه بابایی و مامانی که حالشون خوب شد،  بهمراه خاله جون و شوهرش مارو بردن مسافرت شمال. همینجا بگم که کلی عکس دارم براتـــــــــــــــــــــون
بعد از اینکه برگشتیم، بابایی ۲ هفته رفتش ماموریت که من خیلی دلتنگش بودم حالا هم که اومده قول داده که زود زود وبلاگ منو بروز کنه. این هم شروعش با عکسهای من . . . . .

اول یه سلام جانانه از دل طبیعت

سلام به همه دوستام

بعدش يواشكي برم سراغ يه دوست و همبازي

آغاز شيطنت

حالا بازي بازي با همبازي

بازي بدمينتون هم كه خيلي آسونه

پس اين توپ كجا مي‌ره

اگه گفتيد توپ كجاست

واي از دست اين توپ . . .

فكر كنم ايندفعه مي‌زنمش

خوب فعلا بازكشت خوبي بود . . .

فعلا خداحافظ

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 17:54  توسط بابای آرمان  | 

´
Blog Information Profile for amehrabi