|
يك يادگاري براي فرزندم در سالهاي جواني اش
|
|
|
|
||||
|
یکی دو روزه که من سرما خوردم و حالم هم یکم بده
چون وقتی با مامانی رفتم دکتر، دکتر گفتش: آرمان چون پسر خوبی بوده و زود اومده پیش من تا خوبش کنم، بهش آمپول نمیدم. فقط شربتهاي خوب مزه ميدم كه بخوره و زودي خوب بشه. آقاي دكتر گفت: من آمپول رو فقط براي بچههاي بدي كه مواظب خودشون نيستند ميدم، اونايي كه وقتي مريض ميشن زود نميان پيش ما دكترا . . . . . . آلان هم ۲ روزه كه بكمك ماماني شربتهاي خوبمزه رو سر ساهت (ساعت) ميخورم تا زودي خوب بشم و دوباره مغزم بكار بيفته و شيطونيهام رو شروع كنم تا باباي آرمان هم براتون بنويسه پس برام دها (دعا) كنيد زودتر خوب شم
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 9:50 توسط بابای آرمان
|
|
|||||
|
|||||