تبليغاتX
Ninja! خاطرات كودكي آرمان - طرفدار كوچيك مامان جون (شارژ گوشی تلفن)
يك يادگاري براي فرزندم در سالهاي جواني اش

       دیشب بـابـایی تـا شمـاره تلفنش گـرفت و شـروع به صحبت کردن شد، شارژ گوشی تلفن یهو
تموم شد.!!!!!!
بابایی که از این قضیه یکم ناراحت شده بود
به مامان گفتش: مگه شما چقدر با اين تلفن صحبت می‌كنيد كه هر شب بايد روي شارژ باشه ؟؟؟؟؟

من (آرمان) وارد صحنه شدم و گفتم: باباجون آخه دوستاي مامان همش بهش زنگ مي‌زنن و خيلي هم حرف مي‌زنن. . . . .
بابايي گفتش خوب اشتباهه كه زياد با تلفن حرف زد . . . . .
بعدش ‌بابايي و ماماني چند لحظه به هم نگاه كردن و يهو زدند زير خنده
مائيم ديگه طرفدار كوچيك مامان جون . . . . .

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 14:21  توسط بابای آرمان  | 

´
Blog Information Profile for amehrabi