تبليغاتX
Ninja! خاطرات كودكي آرمان - پسر با شعور و بهداشتی من
يك يادگاري براي فرزندم در سالهاي جواني اش

    دو روز پیش یه جایی مهمون بودیم. خانم خونه از دو سالگي آرمان یه خاطره داشت، من هم همنطور که شنیدم براتون می‌نویسم. 

    مي‌گفت: يه روز كه از پيش ما مي‌رفتيد خونه، به آرمان گفتم: آرمان جون. . . . ، كفشهات رو بيار ايجا
    پات كنم. . . .

    آرمان گفت: نمي‌شه اينكار رو بكنم. . . . .

    گفتم: آخه چـــــــــرا ؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!

    آرمان گفت: آخه كفشهاي من خاكيه ايجا رو كثيف ميكنه

    ظاهراً خانم خونه ميخواسته آرمان كفشهاش رو از دم در بياره رو فرش تا اونم پاش كنه

    مي‌بينيد چه پسر باشعور و تمييزي دارم.

                                             ضمن تشكر از مامان خاله جون آرمان . . . . بخاطر اين خاطره قشنگ

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 10:31  توسط بابای آرمان  | 

´
Blog Information Profile for amehrabi